عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

1026

زبدة التواريخ ( فارسى )

محلّ قبول يافت و موجب زيادتى اعتبار و تربيت گشت و چون حضرت صاحب قرانى به دار السّلطنهء سمرقند نزول فرمود و روى به ضبط مهمّات آنجاى آورد مسجد جامعى كه ذكر آن گذشت ، ايوان در درآمدن در مدّت « [ 1 ] » غيبت حضرت صاحب قرانى برآورده بودند اگر چند با قمر افلاك برابرى مىكرد ، فأمّا در چنين « [ 2 ] » مقصوره قيصر مىنمود صاحب اعظم « [ 3 ] » خواجه جلال الدّين محمود داود را كه نايب ديوان سلطنت بود و در آن مدّت كه رايات جهانگشاى به فتح ممالك روم و شام و غزو گرج و افرنج مشغول بودند « [ 4 ] » مدّت پنج سال حاكم مطلق ديوان دار السّلطنهء سمرقند بود و حكم او بر مجموع ممالك روان بدين تقصير معاتب فرموده گيرانيد و بعد از چندروز به ياسا رسانيد . و در آن ايّام اردوى همايون به مرغزار كان‌گل فرود آمد و طويهاى متعاقب شد . ذكر طويها كه بعد از رسيدن به دار السّلطنهء سمرقند « [ 5 ] » فرمود حضرت امير صاحب‌قران در محرّم سنهء سبع و ثمانمايه به دار السّلطنه سمرقند نزول فرمود و خواتين و آغايان و اغرق بزرگ بعد از آن متعاقب رايات همايون برسيدند « [ 6 ] » به شكرانهء آنكه از چنان يورش بزرگ به سلامت و سعادت به مقرّ عزّ خود فرود آمد طويى بزرگ ترتيب نموده ، امراى سپاه و اعيان درگاه عالم‌پناه را به تربيت « [ 7 ] » و نواخت و مرحمت و احسان مخصوص گردانيد « [ 8 ] » هريك را به‌حسب جاه و راه به رأفت و عاطفت ملحوظ و محظوظ گردانيد و دغدغهء يورش ولايت « [ 9 ] » خطاى در خاطر خطيرش جاىگير گشته بود خواست كه فرزندان نامدار و شهزادگان كامكار كه هريك سلوت دل و راحت روح و قرّة العين و قوّت ساعد و فراغ خاطر و فتوح روزگار و مفتاح آمال بودند ايشان را هم از احفاد خود كفوى گزيده نامزد فرمايد ، از آن جمله شاه و شاهزادهء اعظم اعدل جوانبخت پير تدبير زيبندهء تاج و سرير مغيث الحقّ و الدّنيا و الدّين الغ بيك گوركان و برادرش مظفّر الدّنيا و الدّين ابراهيم سلطان بهادر - خلّد اللّه « [ 10 ] » تعالى ملكهما - و امير و اميرزادهء اعظم جهانگير بن محمّد سلطان بهادر - عمّت معدلته و طاب ثراه - و فرزندان اميرزاده اعظم امير « [ 11 ] » عمر شيخ بهادر اسكندر « [ 12 ] » بايقرا و اميرزاده سيّدى

--> ( [ 1 ] ) - ت : « در مدّت » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : جنب . ( [ 3 ] ) - ت : « صاحب اعظم » ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : بود . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : رسيدند . ( [ 7 ] ) - م : ترتيب . ( [ 8 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 9 ] ) - م : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : « اعظم امير » ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : « بهادر اسكندر » ندارد .